محمد مهدى ملايرى
371
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
سپنددات آمده « 1 » ، و در زند و هومن يسنايا بهمن پشت با عنوان كىارتخشير خوانده شده است « 2 » ، و در تواريخ اسلامى نيز مانند تاريخ حمزه ( ص 37 ) و طبرى ( ص 686 ) و الاثار الباقيه ( ص 105 ) و مجمل التواريخ ( ص 30 ) به همين نام كىاردشير ذكر شده است . ظاهرا بهمن به عنوان وصف با نام او توأم ذكر مىشده به صورت « بهمن اردشير » يعنى اردشير داراى منش نيك . بهمن اردشير در دوران پيش از اسلام نام يكى از كورههاى جنوبى سرزمينى هم كه امروز به نام « عراق » خوانده مىشود بوده ؛ ظاهرا نام آن كوره يا طوج از نام همين پادشاه داستانى گرفته شده . اين كوره جزء فرات ابلّه « بصره دوران اسلامى » بوده و به جزيرهء ميان رودان كه « آبادان » كنونى در يك طرف آن واقع بوده است منتهى مىشده « 3 » و چون دو رود دجله و فرات در همين منطقه بهمن اردشير به هم مىپيوستهاند ازاينرو آن رود بزرگ را هم كه بعدها به شط العرب معروف گرديد « بهمن اردشير » مىخواندند و هنوز هم شاخهاى از رود كارون كه در خوزستان جارى است به همين نام بهمن اردشير به صورت مخفف آن بهمنشير خوانده مىشود . در دوران پيش از اسلام يكى از استانهاى دوازدهگانه عراق نيز به نام « استان شادبهمن » خوانده مىشده كه مىتوان احتمال داد كه آن استان هم به نام همين پادشاه خوانده شده است . استان شادبهمن يكى از دو استانى بوده كه از دو رود دجله و فرات هر دو آبيارى مىشدهاند و استان ديگر نامش « شادشاپور » بوده . « 4 » در تاريخ داستانى و در داستانهاى پهلوانى ايران بهمن داراى نام و آوازهاى بزرگ است . نام بهمن با داستان بزرگترين پهلوان ايران يعنى رستم و
--> ( 1 ) . در الاخبار الطوال دينورى هم نام اسفنديار به صورت اسفندياذ آمده . كه نزديكتر به اصل پهلوى آن است ، الاخبار و الطوال ، القاهره 1960 ، ص 26 . ( 2 ) . به نقل دكتر صفا در حماسهسرائى در ايران ، ص 501 . ( 3 ) . الاعلاق النفيسه ، ص 103 - 104 ، « و بميسان اندر بهمن اردشير كرد و آن را فرات بصره همى خوانند . مجمل التواريخ ، ص 54 . ( 4 ) . بلدان الخلافة الشرقية .